ابو القاسم راز شيرازى

71

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

آهن ، هرگاه بزند يكى از ايشان به شمشير خود كوهى را ، خرد مىكند او را . دعوا مىكند حضرت امام قائم عليه السّلام به دستيارى ايشان با اهل هند و طايفه ديلم و با طايفهء كرك و با طايفهء ترك و با اهل روم و بربر و با خلقى كه فىمابين « جابرصا و جابلقا » « 248 » هستند ؛ و جابرصا و جابلقا دو شهراند يكى در مشرق و يكى در مغرب . نمىآيند به سوى اهل دينى مگر آنكه مىخوانند آنها را به سوى خداى تعالى و به سوى اسلام و به سوى اقرار كردن به حضرت رسول ( ص ) و كسى كه اقرار نكند به اسلام و اسلام نياورد مىكشند او را به طورى كه باقى نمىماند كسى ميانهء مشرق و مغرب و ما تحت جبل - يعنى جبل قاف كه محيط به دنيا است - مگر آنكه اقرار مىكند . و از عبارات اين حديث معلوم شد كه اين شهر غير جابرصا و جابلقاست و از جمله شهرهاى ملكوت است آنچه را روايت كرده است صاحب « بصائر الدّرجات » : باسناده عن جابر عن ابى جعفر عليه السّلام ، قال سالته عن قول اللّه عزّ و جلّ : وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و كنت مطرقا الى الارض فرفع يده الى فوق ثمّ قال : ارفع راسك ! فرفعت راسى

--> ( 248 ) - درباره مفهوم « جابرصا و جابلقا » در كتاب « مفاتيح الاعجاز » « شيخ محمّد لاهيجى » كه در شرح « گلشن راز » پرداخته است در شرح اين بيت : بيا بنما كه جابلقا كدام است * جهان شهر جابلسا كدام است تحقيقى عرفانى بيان گرديده است كه ظاهرا با متن حديث منقول از امام عليه السّلام سازگار نيست بلكه با مفهوم « برزخ سابق » و « برزخ لاحق » كه شرح اجمالى اين دو قبلا ياد شد موافق است بنابراين از نقل مطالب آن صرف نظر گرديد و بايد بر اين مطلب افزوده شود كه ملك خداى تعالى چندان وسيع و پر از شگفتيهاست كه حتّى عقول مزكّاى بشرى نيز بدرك يك از هزار آن وفا نتواند كرد و آن گروه از اهل كشف كه حاملان اسرار غيب و شهودند نيز به حكم : لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ : ( سورهء 21 آيهء 27 ) هرگز در بيان اسرار الهى بر امر حق پيشى نجويند و تا او نخواهد نگويند .